ارزوی من


آرزوی من اینست که دو روز طولانی درکنار تو باشم فارغ از پشیمانی
آرزوی من اینست یا شوی فراموشم یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم
آرزوی من اینست که تو مثل یک سایه سر پناه من باشی
لحظه تر گریه آرزوی من اینست نرم و عاشق و ساده
همسفر شوی با من در سکوت یک جاده آرزوی من اینست
هستی تو من باشم لحظه های هوشیاری مستی تو من باشم


آرزوی من اینست تو غزال من باشی تک ستاره روشن در خیال من باشی
آرزوی من اینست در شبی پر از رویا پیش ماه و تو باشم
لحظه ای لب دریا آرزوی من اینست
از سفر نگویی تو تو هم آرزویی کن اوج آرزویی تو
آرزوی من اینست مثل لیلی و مجنون پیروی کنیم از عشق
این جنون بی قانون آرزوی من اینست زیر سقف این دنیا
من برای تو باشم تو برای من تنها

__________________
/ 3 نظر / 18 بازدید
زهرا

حرفهای ما هنوز ناتمام تا نگاه می کنی : وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی ! پیش از آن که با خبر شوی لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود آی ... ای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چقدر زود دیر می شود !

زهرا

روی گونه های خیست نم دریاها نشسته از غم بارون چشمات بال شاپرک شکسته توی دریای نگاهت رنگ بی تابی میشینه غربت غروب جمعه که میگن آره همینه دستاتو بزن به دریا گونه هاتو آفتابی کن شبای تنهایی مون و باز دوباره مهتابی کن اشکاتو بده به ابرا تا ببارن روی صحرا لاله های سرخ عاشق درس عشق بگیرن از ما .

زهرا

به عاشقی ام گرمی و تب داد شقایق آرامش مهتابی شب داد شقایق رسوا شدم آسوده شد او فکرش و من را یک عاشق دیوانه لقب داد شقایق