چشمان تو

چشمان تو
به چشمان تو که فکر میکنم
نفس در سینه ام حبس
و جوهر در خودکارم خشک میشود
دستم از حرکت می ایستد
نگاهم خیره به روبروست
چشم های تو را میبینم
که در عمق وجود من،مرا می کاوند
گویا ثانیه ها از رفتن باز می ایستند
چه سکوت بلندی
فریاد تپش های قلبم گوش هایم را پر میکند
و بعد از آن همه سال که در آن چند ثانیه میگذرد، وجودم تیر میکشد
تو مرا از عمق خودم بیرون میکشی ، از ذره های وجودم ، از ثانیه های بودنم


مرا از من میگیری و به درون جاذبه چشمان خودت میکشی
من دیگر در چشمان توام
به چشمانت که مینگرم خودم را در انها میبینم
آری من دیگر در چشمان تو ام

__________________

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

من از میان واژه های زلال دوستی رابرگزیده ام آنجا که برف های تنهایی آب می شوند در صدای تابستانی یک دوست

خبری از اقا عرفان دارید؟

پایان و رسپیــــــنا

[گل] آهسته می آیی آهسته می روی رفیق ! دل تنگت شده ایم و به یاد آن روزهای خوش " زمزمه " . . . بیا باز هم نغمه ای بخوان برای خواب [گل]

گلهای مریم

سلام ازاینکه یادم بودید بی نهایت متشکرم ممنون اخرین پستم بود [نگران]امیدوارم همه به ارزوهاشون برسن

شقایق تنها

آرزوی من اینست که تو مثل یک سایه سر پناه من باشی لحظه تر گریه آرزوی من اینست نرم و عاشق و ساده همسفر شوی با من در سکوت یک جاده آرزوی من اینست هستی تو من باشم لحظه های هوشیاری مستی تو من باشم

Toro emam zaman ghasam in pmo bekhoon.. Man 2khtari hastam az khoozestan ke pezeshkan az moalejeye man na omid shodand... Shabi dar khab hazrate fateme ra didam dar galooyam aab rikht shafa peyda kardam Az man khast in ro be 20 nafar begooyam In pm be daste karmandi oftad eteghad nadasht karesho az dast dad Marde digari eteghad peyda kard va 20 miliyon bedast avard Va kase digari etena nakard va pesaresho az dast dad... Agar be bibi zeynab eteghad dari in pmo S2A kon 20 rooz dige montazere mojeze bash Age naresid ba in shomare tamas begir

شقایق تنها

متن نگاهت ای دوست از راه عشق لبریز صدها ستاره حیران از ماجرای چشمت . . .

شقایق تنها

دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست

شقایق تنها

نيمکت چوبي کهنه نم گرفته زير بارون زير سقف بي قرار شاخه هاي بيد مجنون ابر بي طاقت پاييز مثل من چه بي ستارست مثل من شکسته از اين نامه هاي پاره پارست

شقایق تنها

طوفان باهمه ي شدت خود به سکوت و آرامش منتهي ميشود و حتي در بحبوحه ي شدت خود در جستجوي آرامش است من نيز همه ي عصيانم به عشق تو ختم ميشود و يگانه فرياد درونم اين است که تورا…تنها تورا تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم